| گوهری در هدف |
|
| چهارشنبه 31 تیر 1388 ساعت 16:15 | |||||
|
بازگشت به حجاب، برای مسافرانی که از شهرهای عربی در کمربند شمالی کشورهای عربی یعنی: مصر، سوریه، لبنان، تونس، الجزایر و مغرب دیدن می کنند، غیرمنتظره است و معمایی مبهم را در برابر دیدگان تحلیلگران خارجی ترسیم می کند. این دختران جوان در سالهای ابتدایی زندگی قرار دارند، به نسل های جدید تعلق دارند و بالاتر این که تحصیلات عالیه را گذرانده اند. مهمتر این که آنان با ارادۀ آزاد خود حجاب را انتخاب کرده اند بلکه در بسیاری از موارد با مخالفت پدر و مادر مواجه بوده اند!
مابرو مثال دیگری را برای توضیح نگاه غرب به حجاب و به شکل کلّی زن مسلمان، مطرح می کند. او می نویسد: مجلّۀ «ماری کیلر» نشریه ای است که با هدف معرفی مد لباس منتشر می شود. این نشریه در سپتامبر 1988 مقاله ای را با عنوان «شبه جزیرۀ عربستان در پس حجاب» منتشر کرد. مابرو مقاله را این گونه توصیف می کند: «این مقاله بر اساس پیش فرض های پوسیدۀ جهانگردان غربی دربارۀ زنان مشرق زمین، نگاشته شده است»
در بخشی از مقاله بیان شده: «آشنایی غربیان با حجاب از دیدن برخی زنان شکل گرفته که سرتاپا را با کتانی سیاه رنگ پوشانده اند. این زنان با آسودگی در فروشگاه های شهرهای بزرگ قدم می زنند و به عنوان پدیده ای غیرطبیعی و ناآشنا جلوه می کنند. سوار ماشین های لیموزین می شوند که در مقابل محله های ماربل آرش لمارکس و محلۀ اسپنسر لندن منتظر آنان هستند. شاید این زنان در سرزمین خود، همانند صحرای نجد در عربستان، ساحرانی باهیبت، زیبا و فریبا باشند!» مابرو معتقد است نویسندۀ مقالۀ پیش گفته به این زنان، فقط به عنوان ابزاری برای ارضای غریزۀ جنسی نگاه می کند. چنان که در جای دیگر معتقد می گردد اروپاییان به دلیل نژاد پرست بودن و ایمان به برتری نژاد اروپایی، زنان با حجاب را عقب مانده و بیچاره توصیف می کنند. جامعه شناسی غربی، بر اساس این نگاه در بسیاری از موارد، این پدیده را از منظری قشری و سست بررسی کرده است و چنانکه پیشتر بیان شد، این تحقیقات با شرایط، ابعاد و مضامین حقیقی حجاب پیوندی ندارد. اندیشۀ غربی این دیدگاه را در همایش هایی که برای بررسی مسایل زنان در جهان برگزار می شود، مطرح کرده است مانند «همایش جهانی جمعیت و توسعه» که در سپتامبر 1994 در قاهره برگزار گردید همچنین در «همایش چهارم زن» که در سپتامبر سال 1995 در پکن برقرار شد. اندیشۀ غربی در این همایش ها کاملاً از این حقیقت چشم پوشی کرده است: بستر اجتماعی هر کشور، وضعیت ویژه ای را برای آن کشور پدید می آورد که در آن بستر خواهد توانست برخی حقوق زن را ادا کند. شاید این شرایط با کشورهای دیگر متفاوت باشد و در کشورهای دیگر بستر اجتماعی و شرایط موجود تناسب بهتری داشته باشد. به همین جهت بررسی مسالۀ «تمکین زن»- اصطلاحی که هم اکنون در محافل مطرح است- در کشورهای مختلف، متفاوت می باشد. این تفاوت به حسب معیارهای است که سنّت های هر جامعه بدان تشویق می کند. در این جا به موضوع اصلی بحث برمی گردیم و همراه جامعه شناس مصری آقای «سعد الدین ابراهیم» پرسشی را دربارۀ حقیقت این پدیده و میزان تأثیرگذاری آن بر پیشرفت و عقب ماندگی زنان مطرح می کنیم، چنانکه تألیفات جامعه شناسی غربی نیز این مساله را این زاویه مطرح کرده است. سعد الدین ابراهیم در کتاب خود به نام «نظام جدید اجتماعی در کشورهای عربی» می نویسد: «اگر مدرنیسم به معنای بی حجابی، پوشیدن لباس های جدید، اختلاط آزاد میان دو جنس مخالف، دیدارهای عاشقانه میان دختران و پسران باشد، حجاب شکستی برای مدرنیسم به حساب می آید. ولی اگر مدرنیسم را از زاویۀ دیگر به تحصیل دانش جدید، فن آوری و به دست آوردن دانش های انسانی معنا کنیم، اگر مدرنیسم به معنای پایبند بودن باشد، در چنین حالتی دختران با حجاب به تمام معنا مدرن هستند.» دکتر «ابراهیم فژاد» حجاب را به تناسب منطق فلسفی غرب توصیف کرده، می گوید: این دختران بر یک یا چند مفهوم زیر تأکید دارند: هویّت اصیل در رویارویی با روش های زندگی غرب؛ اعتراض به روش هایی در جامعه وجود دارد و به اعتقاد آنان منحرف یا فاسد است؛ کم کردن پیامدهای ویرانگر بالا رفتن معدل تورّم به وسیله پرهیز از پوشیدن لباس های گران قیمت و حرص بر حفظ آبروی اخلاقی خود. همچنین این دختران در حقیقت پاسخی عمیق به جهان پیچیدۀ پیرامون خود هستند. جهانی که نمی توانند به آسانی بر آن چیره شوند و سیل خروشانی از کالاهای مصرفی گران قیمت، تورّم بالا و مهم تر از آن شیوه های زندگی غربی را در خود جای داده است. دختران باحجاب به میراثی تعلّق دارند که احساس کارآمدی را در آنان زنده می کند و در برابر پدیده های ناشناخته حامی آنان است. آنان به سادگی از چمدان مدرنیسم، کالاهایی را انتخاب می کنند. احساس و اعتقادی عمیق به آنان آرامش می بخشد: آنها مسایل متناسب با میراث، آموزه های دین حنیف و امور ناب را از این چمدان برگزیده اند. دکتر ابراهیم با این دیدگاه نگاشتۀ خود را پایان می دهد: این تنها راهی است که می توانند با پیمودنش، در جهان سرشار از هرج و مرج و اضطراب، اندکی از نظم را حاکم کنند. مثال دیگری باقی مانده از اندیشمند آفریقایی، «فرانس فانون» که دربارۀ زنان الجزایر در دوران استعمار فرانسه مطرح کرده است: «حجاب و بی حجابی زن الجزایر بخشی جدانشدنی از تأکید او بر هویّت قومی، فرهنگی و تمدنی اوست. هنگامی که استعمارگران فرانسوی، زنان الجزایر را به بی حجابی تشویق کردند، پایبندی آنان به حجاب به عنوان نمادی برای مقاومت بیشتر شد. در مقابل وقتی که مقاومت با هدف نفوذ در استعمارگران فرانسوی و قراردادن مواد منفجره در محله های مسکونی بیگانه، از برخی زنان خواست بدون حجاب این کار را انجام دهد، آنان پذیرفتند.» البته این کنارگذاری حجاب، موقت و از روی مصلحت برای انجام جهاد در راه خدا بود. مترجم: حمیدرضا غریب رضا منتشر شده در نشریه الکترونیک چارقد به نقل از سایت شبکه اسلامی
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |